خیلی در خانه کمک کار بود به گل و گیاه و باغبانی خیلی علاقه داشت.درخانه هم جارو کردن و مرتب کردن با او بود. اگر حسش را داشت، آشپزی هم می کرد که مادرم استراحت کند. این آخری ها ریه اش که شیمایی بود، بیشتر اذیتش می کرد. نباید سرخ کردنی می خورد و ما هم به خاطر او سرخ کردنی نمی خوردیم. به همین خاطر بیشتر غذاهایی درست می کرد مثل آب گوشت که خودش هم بتواند بخورد. قبل تر که حالش بهتر بود، همه جمعه ها غذا با بابا بود. نمی گذاشت مادرم برود داخل آشپزخانه. فرزند شهید
***
در خانه را که باز می کرد چنان سلام گرمی می کرد که انگار تازه اول صبح است و بیدار شده است. می گفت:« خیلی مخلصیم»، همیشه در تعجب بودم که بابا چه حالی دارد با این همه کار و خستگی این قدر شارژ و سرحال است. محمد مهدی کاظمی فرزند شهید
***


بابا همیشه می گفت من را حتما کنار قبر شهید حسین خرازی خاک کنید.می گفت دری از درهای بهشت، از کنار قبر خرازی به آسمان باز می شود. فرزند شهید
عمليات بزرگ كربلاي4 با رمز محمدرسولالله(ص) از سوم دي ماه سال65 در جبهه جنوب خرمشهر در وسعت تقريبي 120 كيلومتر مربع آغاز شد و تا5 دي ماه به طول انجاميد. اين عمليات در حالي صورت گرفت كه دشمن بعثي، مناطق مسكوني و صنعتي، كارگري كشور را مورد تهاجم قرار داده بود. در اين عمليات رزمندگان اسلام، پس از دو روز نبرد سخت و وارد كردن ضربه به6 تيپ عراق، انهدام مقدار قابل توجهي ادوات زرهي و خودرو و نيز به اسارت درآوردن تعدادي از نيروهاي دشمن، طي دستوري به مواضع اوليه خود بازگشتند. نتايج عمليات كربلاي4: تلفات نيروي انساني دشمن:7000 نفر كشته و زخمي. ساير نتايج: عدم تثبيت مواضع جديد و بازگشت به مواضع قبلي. تجهيزات و امكانات: تانك و نفربر: دهها دستگاه انهدامي، هواپيما:3 فروند انهدامي، خودرو سبك و سنگين : 100 دستگاه انهدامي. رژيم عراق در پايان نبرد كربلاي4 در يك نمايش تبليغاتي مدعي شد كه اين حمله بسيار گسترده بوده و از فاو تا بصره امتداد داشته است لذا ايران با شكست مواجه شده و به اهداف خود دست نيافته است. اين رژيم تلاش كرد با ارائه آمارهاي نجومي، بر ادعاهاي خود صحه بگذارد و براي تزريق روحيه به نيروهاي خود، آمار تلفات ايران را تا نود هزار نفر عنوان نمود در حالي كه كل نيروهاي عمل كنندة ايران در اين حمله، از شش هزار نفر تجاوز نميكرد. عبور رزمندگان اسلام از موانع و ديوارهاي دفاعي مستحكم دشمن در اطراف جزيزة امالرصاص و عبور آنها از اروند رود، از نظر نظامي بك عمليات تحسين برانگيز بود زيرا دشمن هرگز تصور نميكرد كه رزمندگان اسلام با اين سرعت و قدرت بتوانند خطوط آنها را در اين منطقه بشكنند و به مواضع آنها نفوذ كنند.

سيد شهيدان اهل قلم شهيد سيد مرتضي آويني
دست ازطلب ندارم تاکام من برآید یاتن رسدبه جانان یاجان زتن برآید
بگشای تربتم را،بعدازوفات وبنگر كزآتش درونم،دودازكفن برآيد
بنماي روكه خلقي والِه شوندوهجران بگشاي لب كه فريادازمردوزن برآيد
جان برلب است وحسرت دردل كه ازلبانش نگرفته هيچ كامي،جان ازبدن برآيد
ازحسرت دهانش آمدبه تنگ جانم خودكام تنگدستان كي زان دهن برآيد
بربوي آنكه درباغ يابدگلي چورويت آيدنسيم وهردم گردچمن برآيد
گويدذكرخيرش درخيل عشق بازان
هرجاكه نام حافظ ازانجمن برآيد
تک تیراندازراصدازدم.بادست سنگری رانشانش دادم.گفتم:اوناهاش اونجاس.اسلحه اش رابرداشت.ازدوربین اسلحه نگاه کرد.نشانه گرفت.نفسش راحبس کرد.انگشت اشاره راگذاشت روی ماشه.یک دفعه انگشتش رابرداشت.اسلحه اش راپایین آورد.
چندلحظه بعددوباره نشانه گرفت.شلیک کرد.
گفتم:چرادفعه اول نزدی؟
گفت:«داشت آب می خورد.»
یکرنگی وبوی تازه ازعشق بگیر پرسوزترین گدازه ازعشق بگیر
درهرنفسی که می کشی ای دل من یادت نروداجازه ازعشق بگیر
تمام دوستان وآشنایان گردهم جمع شده بودند تایادوخاطره این شهیدگرانقدررازنده نگهدارند.من تادیروزاین شهیدرابه خوبی نمی شناختم ولی باتوضیحاتی که سخنران مجلس گفتند ومن ازدیگران شنیدم به عظمت این بزرگوارپی بردم.وفهمیدم که چه جواهری سالها درهمسایگی مابودوماخبرنداشتیم.خدابه بازماندگان مخصوصاْبه فرزندان وهمسرمحترم این شهیدصبربدهد. بخوانیم برای شادی روح این شهید فاتحه ای.
بهار در راه است
بهار همنفس ذوالفقار در راه است
كدام جمعه ؟ ندانستم !
ولي پيداست كه آن وديعه
پروردگار در راه است ......
كدام جمعه خواهي آمد اي منجي بشريت اي منتقم خون مادر مهدي عزيز زهرا بيا كه جهان در انتظار عدل و عدالت تو اي مولاي مهربون هست
آيا اين لياقت را پيدا مي كنيم كه خاك قدم هاي تو را سرمه چشمان گناهكارمان كنيم تا بتوانيم جمال دلرباي تو را ببينيم يا حجت الله آيا شود عنايتي هم به ما كني ما كه جامانده از قافله سرخ ياوران حسين هستيم و با تمام آلودگي به اين دنياي وانفسا چسبيديم آقا جون خودت كمكان كن تا آزاد شويم آقا هر جمعه منتظرت هستيم كه بيايي آقا آقا :
ما معتقديم عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم كسي تبر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آيه نور
سوگند به زخم هاي سزشار غرور
آخر شب سرد ما سحر مي گردد
مهدي به ميان شيعه بر مي گردد ...
اللهم عجل لوليك الفرج

بلافاصله اقتدا کردم.« الله اکبر» منتظر محمود بودم صدای سوت خمپارهها نمی گذارند صدای امام جماعت را بشنوم گوشم را تیز میکنم به رکوع می روم دست راستم روی تکه بزرگی شبیه به گل نرم قرار میگیرد سنگر تاریک است و من چیزی نمیبینم در میان رکعت دوم کسی داد زد:«محمود شهید شده» امام جماعت نماز را تندتر خواند من مدام به گل نرمی که به لباسهایم چسبیده بود فکر میکردم یکباره به خودم آمدم محمود کنار من بود صف آخر نماز فانوسی آوردم تکههای سفید روی لباس حساسیت مرا بیشتر کرد تمام لباسهایم آغشته به خون بود نمیتوانستم حرف بزنم بچهها با بغض و گریه گفتند:«رستمی روی لباست تکههای مغز محمود است پاهایم رمق ایستادن نداشت خود را به سنگر بهداری رساندم.سر محمود از سجده گاه دوتا شده بود باورم نمیشد او اینگونه بیصدا در کنار من جان داد صورتش خیس بود آب وضو خون سرخ زیبایی خاص را به صورتش داده بود تکههای مغز محمود را به بدن ملحق کردم محمود با وضوی خون به نماز ابدی ایستاد و من اولین فاتحه را بر او قرائت کردم.
«بسم الله الرحمن الرحیم»
شهیدحاج محمودایل بیگی خبرنگار سازمان صداوسیما بود.شهید ایل بیگی بهمراه تعدادی از کارکنان سازمان صداوسیمابرای تهیه گزارش وخبرازرزمایش سپاه باید به جنوب کشورسفرمیکردندکه وقتی هواپیمابرفرازآسمان بودآن خبرنگاران عزیزدعوت خدارالبیک گفتندودیگربه زمین بازنگشتند.ولی یادوخاطرات آن عزیزان وبزرگواران گرانقدرهمیشه درذهن ماهست وهیچ وقت فراموش نمی شوند.
شعرزیر سروده شهیدحاج محمودایل بیگی است که قبل ازسوارشدن به هواپیما آن راخواندندورفتند.

نام شهید : محمود ایل بیگی
محل شهادت : سانحه هوایی
تاریخ شهادت : آذر 1384
محل خدمت : سازمان صدا و سیما
بسم رب الشهداوالصدیقین
دستــی که ورق می زنداین خاطـــره هارا بایدبنویسدغم جان کنــــــدن مارا
ماندیم وشمابال گشــــــــــــودیدازاین شهر رفتید به جایی که ببیــــــنیدخداراگفتندبه سرمنزل مقصـــــــــــــــودرسیدیم دیگرپس ازآن روزندیدیم شمارا
تقـــــــــــــدیرهمین بودکه بمانیم وبنویسیم آلوده کنیــم ازنفس خویش هوارا
انصاف همین نیست که ازآن همــه خوبی برکــــــــــوچه بگیریم نام شمارا
دیشب کسی ازعرش فــــــــــرودآمدودیدید برگردنش آویخت پلاک شهــدارا
«شهیدحاج محمودایل بیگی»
تقديم به:
اسوه هاي پاكي،نجابت وشهادت؛
آنان كه گوهرانساني رابه كمال شهادت رهنمودساختند؛
وجودمقدّس نبيّ اكرم«ص»وانوارمقدّس ومطهّرمعصومين ازاميرالمؤمنين«ع»تابقيه الله في الارضين«ع»
وپيروان راستين آنان؛
امام خميني«ره»وخلف صالح امام،آيه الله خامنه اي دام ظلّه العالي
وارواح طيّبه شهداي كربلاتاظهورآقاامام زمان«روحي واروا حنافدا».
«ماازخداهستيم همه؛همه عالم ازخداست؛جلوه خداست وهمه عالم به سوي اوبرخواهدگشت،پس چه بهتركه برگشتش اختياري باشدوانتخابي وانسان انتخاب كندشهادت رادرراه خداوانسان اختياركندموت رابراي خداوشهادت رابراي اسلام.»
شهادت،خالصانه ترين طريق عاشقي است.شهادت،نهادن عزيزترين دارايي درطبق اخلاص است.
شهادت،تكامل انسان است.
شهادت،قدم نهادن درجنّه المأواي هستي است.
شهادت،عزّت ابدي وهنرمردان خداست.
وشهيد،تجليگاه عشق است؛مي سوزدونورانيت مي بخشد؛خون مي فشاندوگل
مي شكفدودرروزمحشر،باخون خودبه شهادتش گواهي مي دهد؛شهيد،جان مي دهد،زندگي مي بخشدوزنده ابدي است.
گفتم كجا،گفتابه خون *** گفتم چه وقت،گفتاكنون
گفتم سبب،گفتاجنـون *** گفتم مرو،خنديدورفــت
گفتم كه بود،گفتاكه يار *** گفتم چه وقت،گفتاقــرار
گفتم چه زد،گفتا شرار *** گفتم بمان،نشنيدورفــت